تحامل. [ ت َ م ُ ] ( ع مص ) تحامل در امر و به امر؛ بخود گرفتن کار را بمشقت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) : عوام از تحامل فضول در ابواب تعامل دست بداشتند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 439 ). || تحامل برکسی ؛ چسبیدن در خصومت و آنچه بدان ماند. ( زوزنی ). کار فرمودن کسی را فوق طاقت وی و ستم کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ستم...
فرهنگ عمید
۱. با مشقت و سختی امری را بر عهده گرفتن. ۲. کینه در دل گرفتن. ۳. بیش از طاقت کسی کاری بر او تحمیل کردن.
فرهنگ معین
(تَ مُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - رنج کار سختی را پذیرفتن . ۲ - بیش از توان کسی از او کار کشیدن . ۳ - مشقت ، رنج .
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) حمل کردن عصیان بر خصم . ۲- کی را بر کاری دور از طاقت وا داشتن .