کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تجمجم | کلماتور
معنی کلمه : تجمجم
تلفظ بین المللی :
/tˌadʒammˈodʒam/
تلفظ :
[t,adZamm'odZam]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تمجمج کردن
تمجمج
تجرجم
تجمم
تجمیم
محل تجمع
مرکز تجمع
منطقۀ تجمع
منطقۀ تجمع راهکنشی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تجمجم. [ ت َ ج َ ج ُ ] ( ع مص ) سخن ناپیدا گفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). سخن ناهویدا گفتن. ( زوزنی ). || اقدام نکردن بر کاری. ( اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
تمجمج کردن
تمجمج
تجرجم
تجمم
تجمیم
محل تجمع
مرکز تجمع
منطقۀ تجمع
منطقۀ تجمع راهکنشی
نظرات