تجسس. [ ت َ ج َس ْ س ُ ] ( ع مص ) خبر جستن.( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). خبر خواستن. ( ترجمان عادل بن علی ). خبر پرسیدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). خبر جستن و بیشتر دربدی باشد و در حدیث است : لاتحسسوا و لاتجسسوا؛ یعنی بگیرید آنچه را آشکار است و واگذارید آنچه را پوشیده است خداوند عز و جل جستجو میکند و از باطن کار... و گفته اند تجسس جستن است برای جز خود و تحسس...
فرهنگ عمید
جستجو کردن در امری یا چیزی.
فرهنگ معین
(تَ جَ سُّ ) [ ع . ] (مص م . ) جستجو کردن ، دنبال چیزی گشتن .
فرهنگ فارسی
جستجوکردن ، دنبال چیزی گشتن، خبرجستن ۱- ( مصدر ) پژوهیدن خبر جستن . ۲- ( اسم ) پژوهش جست و جو.جمع : تجسسات .
[ویکی فقه] تجسّس از مباحثی است که در فقه و اخلاق و باب حکومت از آن بحث شده است.تجسّس، اصطلاحی اخلاقی و فقهی و مبحثی مهم در باب حکومت. معنای لغوی تجسسواژة عربی تجسس، در اصل به معنای «با دست لمس کردن» و مجازاً به معنای «نگاه کردن از سر کنجکاوی برای شناسایی دیگران» است. این واژه در فارسی به معنای «خبر جستن » است ← معنای واژه تحسس مانند واژه تجسسمعنای اصطلاحی تجسس در متون اسلامی و فقه اسلامی از مفهوم ...