تأکید. [ ت َءْ ] (ع مص ) (از «أک د» و «وک د») استوار کردن گره و عهد و زین و پالان بر پشت اسب و شتر و جز آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تأکید پیمان و زین بستن و استوار کردن آنها. (ازاقرب الموارد). || استوار کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (از منتهی الارب ) (زمخشری ) (کشاف اصطلاحات الفنون ) (آنندراج ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). تؤکید. (تاج المصادر بیهقی ) : و آنچه از جهت وی در تا...