تاخت. ( مص مرخم ، اِمص ) در پهلوی نیز تاخت بمعنی دو،حمله ، هجوم. ( برهان قاطع چ معین ). نوعی از رفتن اسب ، نوعی از دویدن اسب ، قسمی راندن اسب ، قسمی رفتن بشتاب اسب بطی تر از چهارنعل ، قسمی از رفتار اسب نرم تر از چهارنعل ، دو، تک : بتاخت رفتن ، تاخت کردن ، تاخت بردن ، تاخت آوردن ، تاخت زدن. بتاخت آمدن یا رفتن بمعنی با کمال سرعت با اسب یا پیاده... || مؤلف آنندراج آرد: تاخت و تاختن دویدن بر سر کسی ب...
فرهنگ عمید
۱. = تاختن ۲. دویدن یا با سرعت رفتن. ۳. حمله. * تاخت آوردن: (مصدر لازم ) حمله کردن. * تاخت زدن: (مصدر متعدی ) [عامیانه] عوض کردن چیزی با چیز دیگر، مبادله کردن جنسی با جنسی دیگر. * تاخت کردن: (مصدر لازم ) ۱. تاختن، اسب دواندن. ۲. (مصدر متعددی ) [قدیمی] غارت کردن. * تاخت وتاز: ۱. اسب دوانیدن، اسب تاختن. ۲. حمله، هجوم.
۱. = تاختن۲. دویدن یا ب...
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - دویدن اسب . ۲ - دو، دویدن . ۳ - حمله کردن ، هجوم آوردن . ، ~ و تالان تاخت و تاز و غارت .
فرهنگ فارسی
تاختن اسم مصدر، حمله وهجوم، اسب دوانیدن ( مصدراسم )۱ - نوعی از رفتن اسب بطئ تراز چهار نعل . ۲- دو دویدن . ۳- دویدن بر سر کسی یا قومی بقصد جنگیدن یا غارت کردن .