تابندگی. [ ب َ دَ / دِ ] ( حامص ) شعشعه. پرتوافشانی. برّاقی.برق. تلألؤ. درخشندگی : ستاره درآمد بتابندگی برآسود خلق از شتابندگی.
نظامی.
فرهنگ معین
(بَ دِ ) (حامص . ) تشعشع ، پرتو - افشانی .
فرهنگ فارسی
شعشعه پرتو افشانی براقی.
چگالی شار یا انرژی تابشی یک سطح تابشی در واحد سطح
دانشنامه عمومی
درخشندگی، تابندگی یا توان تابشی (به انگلیسی: luminosity) اندازهٔ کل روشنایی جسم آسمانی است. جنس تابندگی از توان است و واحدش وات می باشد.شار تابشی، درخشندگیِ یکای مساحت جسم است، پس میانشان این رابطه برقرار است:که F شار تابشی و A مساحت تابنده است. نیز می توان F را شار دریافتی (روشنایی، مقدار تابش رسیده به یکای سطح در فاصله ای معین) و A را مساحت گویی که جسم سیاه در فاصلهٔ معین روشن کرده دانست. هر دو ...