درخشندِگی (luminosity)در اخترشناسی، مقدار نور گسیل شده از هر ستاره. برحسب قدر اندازه گیری می شود. درخشندگی ظاهری هر جسم به نسبت مربع فاصلۀ آن از ناظر کاهش پیدا می کند. درخشندگی ستاره یا هر جسم دیگر را می توان نسبت به درخشندگی خورشید بیان کرد.wikijoo: درخشندگی...
فرهنگ فارسی
تابندگی پرتو افکنی .
دانشنامه عمومی
درخشندگی یا تراکم نور یا لومینانس در نورسنجی، معیار سنجش شدت نور در واحد مساحت در یک جهت مشخص است که با یکان نیت اندازه گیری می شود. درخشندگی بیانگر میزان نور عبوری از یک سطح، یا گسیل یافته از آن، در یک زاویهٔ فضایی مشخص است. یکای اس آی درخشندگی کاندلا بر متر مربع (cd/m۲) است. یکای غیر اس آی معادل این یکا «نیت» است. در دستگاه واحدهای سانتیمتر-گرم-ثانیه، یکای درخشندگی استیلب نام دارد که برابر است ب...
مترادف و متضاد
پرتوافکنی، تابندگی، جلا، درخشش، رونق، شعاع، فروغ
brilliance (اسم)زیرکی، استعداد، درخشندگی، تابش، برقradiance (اسم)پرتو، درخشندگی، تشعشع، تابندگی، پرتو افکنی، شیدsheen (اسم)زیبایی، درخشندگی، تابش، برقblaze (اسم)فروغ، درخشندگی، رنگ یا نور درخشان، شعله درخشان یا اتش مشتعلluster (اسم)درخشندگی، جلوه، لوستر، درخشش، زرق و برق، فره، چراغ اویزirradiance (اسم)درخشندگی، تابش، لوستر، روشنی، تابندگیirrad...