کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بیهوش-گردانیدن | کلماتور
معانی کلمه : بیهوش گردانیدن
تلفظ بین المللی :
/bˈihuːʃ ɡˌardɑnˈidan/
تلفظ :
[b'ihu:S g,aRdAn'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بیهوش گردیدن
بیهوش
بیهوش کردن
بیهوش کننده
بیهوش دارو
بیهوش افتادن
بیهوش شدن
بیهوش گشتن
بیهوش کننده عمومی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بیهوش گردانیدن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) بوسیله داروی بیهوشی یا شیئی دیگر شخصی را بیهوش کردن. اِغماء. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
بوسیل. داروی بیهوشی یا شیئی دیگر شخصی را بیهوش کردن .
کلمات مرتبط
بیهوش گردیدن
بیهوش
بیهوش کردن
بیهوش کننده
بیهوش دارو
بیهوش افتادن
بیهوش شدن
بیهوش گشتن
بیهوش کننده عمومی
نظرات