معانی کلمه : بیهوش
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لایعقل، مست
بیخود، دبنگ، گیج
بیحال، مدهوش ≠ هوشمند
احمق، بیاستعداد، خرف، خرفت، کمحافظه، کندذهن، کودن، منگ
۱. بیحال، مدهوش
۲. لایعقل، مست
۳. احمق، بیاستعداد، خرف، خرفت، کمحافظه، کندذهن، کودن، منگ
۴. بیخود، دبنگ، گیج ≠ هوشمند
