بیات . [ ب َ ] (اِ) غصه و غم و افسوس . || تشویش . || توجه و اندیشه . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ).
بیات . [ ب َ ] (اِخ ) تیره ای از ایل اینانلواز ایلات خمسه ٔ فارس . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 86).
ویژگی نان شبمانده.
گوشههایی در چند دستگاه: بیات اصفهان، بیات ترک.
〈 بیات تُرک: (موسیقی) از متعلقات دستگاه شور.
〈 بیات زند: (موسیقی) = 〈 بیات ترک
〈 بیات کُرد: (موسیقی) از متعلقات دستگاه شور.
( ~.) ( اِ.) گوشه ای از موسیقی ایرانی .
(بَ) (ص .) فاقد تازگی (در مورد مواد پختنی ).
( ~.) [ ع . ] (مص ل .) 1 - شب ماندن در جایی . 2 - شبیخون زدن .
نان خشک و کهنه و مانده شده
۱پس وند برخی خاندان ها و طوائف در گرگان
۱موسیقی منطقه،نام یکی از قطعات سازی مازندران استپیشوند ...
بیتوته
شبیخون
شبمانده
اسم ≠ تازه
۱. شبمانده
۲. بیتوته
۳. شبیخون ≠ تازه