Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی مقدمه

تلفظ بین المللی : /bˌimq1adˈameː/ تلفظ :‌ [b,imq1ad'ame:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بی مقدمه اوردن
  • بی مقدمه فشار اوردن
  • هجوم بی مقدمه
  • بی
  • بِی
  • بی اب
  • بی اختیاری
  • بی ازار شیرازی عبدالکریم
  • بی اس ای
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بی مقدمه. [ م ُ ق َدْ دَ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مقدمه ) بی پیشرو. || بدون دیباجه. بدون پیش درآمد. ابتدابه ساکن. || بدون سابقه.

فرهنگ فارسی

بی پیشرو . یا بدون دیباجه . بدون پیش در آمد . یا بدون سابقه .

مترادف و متضاد

short (صفت)مختصر، کوچک، کوتاه، موجز، غیر کافی، کمتر، قاصر، کسردار، بی مقدمهsudden (صفت)ناگهانی، تند، غیر منتظره، بی خبر، سریع، فوری، سرزده، بی مقدمه، ناگهsnap (صفت)ناگهانی، بی مقدمه...

کلمات مرتبط

  • بی مقدمه اوردن
  • بی مقدمه فشار اوردن
  • هجوم بی مقدمه
  • بی
  • بِی
  • بی اب
  • بی اختیاری
  • بی ازار شیرازی عبدالکریم
  • بی اس ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات