بی مزگی. [ م َ زَ / زِ / م َزْ زَ / زِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی مزه. بی ذائقگی. ( آنندراج ). بی طعمی. بی لذتی و طعم مکره و نفرت انگیز. ( ناظم الاطباء ). بی طعمی. صفت بی مزه. فقد یکی از طعمهای نه گانه. تفاهت. ( یادداشت مؤلف ). شیخ الرئیس در قانون گوید بیمزگی بر دو گونه است یکی حقیقی و یکی حسی. حقیقی آن است که در واقع عادم مزه است چون آب ، و حسی آن است که ذائقه از آن چیزی درنیابد مانند مزه ...
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی بیمزه . بی ذائقگی . بی طعمی . بی لذتی و طعم مکره و نفرت انگیز .
مترادف و متضاد
خنکی
بیطعمی
بیذوقی
vapidity (اسم)پوچی، بی حسی، بی عاطفگی، بی روحی، خنکی، بی مزگیplatitude (اسم)ابتذال، پیش پا افتادگی، بی مزگی، بیاتیinsipidity (اسم)بی مزگی...