بی محابا.[ م ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + محابا «عربی » ) بی تکلف و بی ادب. ( ناظم الاطباء ). بی آزرم. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به محابا شود. || ناپرهیزگار. بآزادی و بیدریغ. ( ناظم الاطباء ). || بی پروا. بی نگرش. ( یادداشت مؤلف ). بی ملاحظه : تا نیکو و زشت بی محابا با او بازمینماید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 99 ). خردمند آنست که بنعمتی و عشوه ای که زمانه دهد فریفته نشود و برحذر میباشد از بازستدن که سخت ...
فرهنگ عمید
۱. بی پروا، بی باک. ۲. گستاخ.
فرهنگ فارسی
بی پروا
۱ - ( صفت ) بی ادب بی تکلف ۲ - بیباک ۳ - ناپرهیزگار . ۴ - بیدریغ .
دانشنامه عمومی
بی محابا آلبوم استودیویی اثر محمد معتمدی است که در دی ماه ۱۳۹۶ پخش شد.محمد معتمدیآلبوم بی محابا اثر جدید محمد معتمدی به آهنگسازی ابراهیم طهرانی پور در ۸ قطعه منتشر شده است.امیرحسین و امیر فرهنگ اسکندری تنظیم کنندگان دو قطعه از این آلبوم هستند. باقی قطعات توسط پویا سرایی برای ارکستر مجلسی تنظیم و تدوین شده اند.ضبط این آلبوم هم در استودیوهای ۵۴، آوای هنر و آوای پردیس انجام شده است.ابراهیم و امیرحسین...
مترادف و متضاد
بیباک، بیپروا، بیملاحظه ≠ ملاحظهکار
fearless (صفت)بی پروا، خود سر، بی باک، خیره سر، نترس، بی محاباforthright (صفت)رک، بی محاباfree-spoken (صفت)بی پرده، بی محابا، رک گو، ساده گوslam-bang (صفت)بی محابا...