بی علاقه. [ ع ِ / ع َ ق َ / ق ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + علاقه ) که دل بستگی به چیزی نداشته باشد. ( ناظم الاطباء ). بی مهر. بی میل. || مرد مجرد. بی زن و خانمان. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به علاقه شود.
nonchalant (صفت)لا ابالی، مسامحه کار، اهمال کار، بی علاقه، بی حال، سهل انگارindifferent (صفت)لا ابالی، لا قید، بی علاقه، بی اثر، بی حالdisinterested (صفت)بی غرض، بی طرف، بی علاقه، بی غرضانه، بیطمعuninterested (صفت)بی علاقه، بدون توجه، بی دخل و تصرفunresponsive (صفت)بی علاقه، بدون احتیاط، بی توجه، بی مسئولیتfancy-free (صفت)بی علاقه، عاری از...