معانی کلمه : بی عاطفه
لغت نامه دهخدا
بی عاطفه. [ طِ ف َ / ف ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + عاطفه ) بی مهر. بی عطوفت. سنگدل. بی رحم. که قوای انفعالی وی ضعیف باشد. رجوع به عاطفه شود.
فرهنگ عمید
کسی که رحم و شفقت نداشته باشد، بی مهر، نامهربان.
مترادف و متضاد
سردمهر، نامهربان
بیروح، خشک، سرد
بیمحبت، سنگیندل ≠ باعاطفه
