کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-حفاظی | کلماتور
معانی کلمه : بی حفاظی
تلفظ بین المللی :
/bi hefˈɑzi/
تلفظ :
[bi hef'Azi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بی حفاظ
بی حفاظ گذاردن
دماسنج بی حفاظ
حاجی علی بی
قنات حاجی بی برگ سالارزهی قوچان
بیحفاظ
بی
بِی
بی اب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی حفاظی. [ ح ِ ] ( حامص مرکب ) بی پردگی. بی حمیتی : امیر ناصرالدین از بی حفاظی و غدر او ممتعض شد و عزم ناحیت سیستان پیش گرفت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 238 ). چون امیر ناصرالدین بی حفاظی مشاهدت کرد دست زخم رسیده بشمشیر یازید. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 8 ).
فرهنگ فارسی
بی پردگی ٠ بی حمیتی ٠
کلمات مرتبط
بی حفاظ
بی حفاظ گذاردن
دماسنج بی حفاظ
حاجی علی بی
قنات حاجی بی برگ سالارزهی قوچان
بیحفاظ
بی
بِی
بی اب
نظرات