Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بوجه

تلفظ بین المللی : /bˈuːdʒeː/ تلفظ :‌ [b'u:dZe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • وابسته بوجه شرطی
  • بوجهل
  • بوجهی
  • پور بوجهل
  • بوجهه
  • زبد البوره
  • سال بودجه ای
  • شب بوزه
  • شکر بوسه
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

بوجه . [ ب ِ وَج ْه ْ ] (ق مرکب ) چنانکه باید. (از فرهنگ فارسی معین ).
- بوجه بودن ؛ درست بودن . (فرهنگ فارسی معین ).

بوجه . [ ب ِ وَ ه ِ ] (حرف اضافه ٔ مرکب ) بروش . بمنوال . بطور. بطرز: بوجه اتم و اکمل . به این معنی لازم الاضافه است . (فرهنگ فارسی معین ). مأخوذ از عربی . بطریق و بروش و بمنوال و بطور و بطرز. (ناظم الاط...

فرهنگ معین

(بِ وَ ) [ ع - فا. ] (ق . ) شایسته ، آنچنان که باید.

فرهنگ فارسی

بروش بمنوال بطور بطرز : بوجه اتم و اکمل . توضیح باین معنی لازم الاضافه است .

دانشنامه عمومی

یا بو جه کردن یعنی حامله شدن زن از راه حرام یا پیش از ازدواج

گویش مازنی

بکن – از ریشه درآور

/boje/ بکن – از ریشه درآور

کلمات مرتبط

  • وابسته بوجه شرطی
  • بوجهل
  • بوجهی
  • پور بوجهل
  • بوجهه
  • زبد البوره
  • سال بودجه ای
  • شب بوزه
  • شکر بوسه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات