معانی کلمه : بهم
لغت نامه دهخدا
بهم . [ ب ُ ] (ع ص ، اِ) سواران و لشکر و کسانی که هیچ چیز نداشته باشند. (آنندراج ). || ستورهای خرد چون بره و بزغاله ونیز ج ِ ابهم . (آنندراج ). ج ِ ابهم . (ناظم الاطباء).
فرهنگ معین
(بِ هَ ) (ص مر. ) ۱ - با هم ، همراه .۲ - تنگدل ، محزون .
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{ETC} [مدیریت-مدیریت پروژه] ← برآورد هزینۀ ماندۀ کار
