کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بهم-امیخته | کلماتور
معانی کلمه : بهم امیخته
تلفظ بین المللی :
/bˈeham ˈaːmixˌateː/
تلفظ :
[b'eham 'a:mix,ate:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بهم آمیخته
بهم امیختن
بهم امیختگی
بهم آمیختن
بهم آمیختگی
امیختن مواد خارجی به شراب
اموختن به
اوازهایی که مادرم به من اموخت
کسی که همه چیز را به من اموخت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
( بهم آمیخته )
بهم آمیخته. [ ب ِهََ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مخلوط. درهم شده. ( فرهنگ فارسی معین ). درهم و مخلوط و مختلط. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( بهم آمیخته )
( اسم ) مخلوط در هم شده .
مترادف و متضاد
coalescent
(صفت)
پیوسته، بهم امیخته
کلمات مرتبط
بهم آمیخته
بهم امیختن
بهم امیختگی
بهم آمیختن
بهم آمیختگی
امیختن مواد خارجی به شراب
اموختن به
اوازهایی که مادرم به من اموخت
کسی که همه چیز را به من اموخت
نظرات