معانی کلمه : بهدانه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تخم به که دارای مادۀ لعابی است و در امراض حلق و سینه و برای لینت مزاج در آب جوش می ریزند و می خورند.
فرهنگ معین
(بِ نِ ) (اِمر. ) دانة میوة به که در طب قدیم مستعمل بوده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) دان. میو. به ( آبی ) که در طب قدیم مستعمل بوده تخم بهی .
