Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بهانه جو

تلفظ بین المللی : /bˌahɑnˈeːdʒu/ تلفظ :‌ [b,ahAn'e:dZu]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • بهانه جو ی
  • بهانه جویی
  • بهانه جویی بنی اسرائیل
  • بهانه جویی ثمود
  • بهانه جویی منافقان در غزوه احد
  • تپه بان جو 2
  • سازمان جهانی دیده بان جو
  • محوطه جو باده
  • باند جورج
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

بهانه جو. [ ب َ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) بهانه جوی. بهانه جوینده. آنکه از پی دست آویز می گردد. بهانه طلب. ( فرهنگ فارسی معین ) ( از ناظم الاطباء ) : یاری بود سخت به آئین و به سنگ همسایه تو بهانه جوی و دلتنگ.فرخی.جنگش ز جای دیگر و بر من بهانه جوی مستی ز جای دیگر و بر من همه خمار.سوزنی.بر سر پای بود جان ، ناز و کرشمه های توداد بهانه ها بسی جان بهانه جوی را.امیرخسرو دهلوی ( از آنندراج ).بهانه جوی تو ع...

فرهنگ عمید

کسی که دنبال بهانه می گردد.

کلمات مرتبط

  • بهانه جو ی
  • بهانه جویی
  • بهانه جویی بنی اسرائیل
  • بهانه جویی ثمود
  • بهانه جویی منافقان در غزوه احد
  • تپه بان جو 2
  • سازمان جهانی دیده بان جو
  • محوطه جو باده
  • باند جورج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات