Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بشولیدن

تلفظ بین المللی : /beʃuːlˈidan/ تلفظ :‌ [beSu:l'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • بشولیدنی
  • بشلیدن
  • بشوریدن
  • بشولیده
  • بشولیون
  • بشکلیدن
  • بشکولیدن
  • بسولیدن
  • بشخلیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بشولیدن. [ ب َ / ب ِ / ب ُ دَ ] ( مص ) بشوریدن. پشولیدن. دیدن و دانستن. ( برهان ) ( فرهنگ خطی ) ( صحاح الفرس ) ( سروری ). دیدن و نگریستن. ( ناظم الاطباء ). دیدن. ( فرهنگ نظام ) : کار بشولی که خرد کیش شداز سر تدبیر و خرد پیش شد.ابوشکور( از فرهنگ نظام ) ( از اشعار پراکنده ). || برهم زدن و پریشان کردن. ( برهان ) ( سروری ). پریشان کردن. ( غیاث ). بشوریدن. ( شرفنامه منیری ). شوریده کردن و برهم زدن و پر...

فرهنگ عمید

۱. پریشان شدن، آشفته شدن.
۲. (مصدر متعدی ) پریشان کردن، آشفته کردن.

فرهنگ معین

(بِ دَ ) (مص م . ) ۱ - حرکت دادن . ۲ - کارسازی .

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) برهم زدن پریشان کردن پاشیدن . ۲- ( مصدر ) درمانده گشتن متحیر نشستن .

کلمات مرتبط

  • بشولیدنی
  • بشلیدن
  • بشوریدن
  • بشولیده
  • بشولیون
  • بشکلیدن
  • بشکولیدن
  • بسولیدن
  • بشخلیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات