کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برید-ها-برید | کلماتور
معانی کلمه : برید ها برید
تلفظ بین المللی :
/borˈidhɑ bˈorid/
تلفظ :
[boR'idhA b'oRid]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بریده کفال ها
دم بریده ها
مایل ها باید طی کنم
ریل بریده
زبان بریده
کم فشار بریده
گوش بریده
گیس بریده
گیسو بریده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
برید ها برید. [ ب ِ ب ِ ] ( فعل امر، اِ مرکب ) ( از: برید، بروید + ها + برید، بروید ) مخفف بروید ها بروید. بردابرد. ( یادداشت دهخدا ). امرمؤکد به دور شدن. امر بر از سر راه کسی برخاستن.
فرهنگ فارسی
مخفف بروید ها بروید بردابرد .
کلمات مرتبط
بریده کفال ها
دم بریده ها
مایل ها باید طی کنم
ریل بریده
زبان بریده
کم فشار بریده
گوش بریده
گیس بریده
گیسو بریده
نظرات