بریان . [ بْریا/ ب ِ ] (اِخ ) آریستید. سیاستمدار فرانسوی (1862-1932 م .). وی خطیبی ماهر بودو یازده بار نخست وزیر و وزیر امور خارجه شد. او طرفدار سیاست آشتی با آلمان بود. (فرهنگ فارسی معین ).
۱. برشته؛ کبابشده.
۲. [قدیمی، مجاز] بسیارناراحت؛ مضطرب و ناآرام.
〈 بریان کردن: (مصدر متعدی)
۱. تف دادن.
۲. کباب کردن.
۱تفت داده شده ۲بریان
برشته، تفته، کباب، مسمن، بلال، تفتیده ≠ آبپز
۱. برشته، تفته، کباب، مسمن، بلال، تفتیده ≠ آبپز
۲. ملتهب، مضطرب، پرسوزوگداز