کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برون-شد | کلماتور
معانی کلمه : برون شد
تلفظ بین المللی :
/bˈorun ʃˈod/
تلفظ :
[b'oRun S'od]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
برون شدن
بیرون شد
او مجبور خواهد شد که برود
کربوکاتیون پل شده بدون کمبود الکترون
با شدت بیرون انداختن
انجام شده بدون تاخیر
بدون حق وارد شدن
بدون شدت
به بیرون جاری شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
برون شد. [ ب ِ / ب ُ ش ُ ] ( اِ مرکب ) مخرج. محل بیرون شدن. بیرون شد :
چو نظم مدح تو آغاز کردم اندر وقت
به من نماید راه برون شد و انجام.
سوزنی.
فرهنگ فارسی
مخرج محل بیرون شدن .
کلمات مرتبط
برون شدن
بیرون شد
او مجبور خواهد شد که برود
کربوکاتیون پل شده بدون کمبود الکترون
با شدت بیرون انداختن
انجام شده بدون تاخیر
بدون حق وارد شدن
بدون شدت
به بیرون جاری شدن
نظرات