کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برمنشی | کلماتور
معانی کلمه : برمنشی
تلفظ بین المللی :
/barmoːnʃˈi/
تلفظ :
[baRmo:nS'i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
برمنشی کردن
برونشیت
برونشیکتازی
کوسه برنشین
برانشی
فاقد برانشی یا دستگاه تنفس
برنشیت
برمنش
برمندیک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
برمنشی. [ ب َ م َ ن ِ ] ( حامص مرکب ) کبر. تکبر. عجب. نخوت.( یادداشت دهخدا ). خودپسندی. و رجوع به برمنش شود.
فرهنگ عمید
خودپسندی، خودستایی، تکبر.
فرهنگ معین
(بَ مَ نِ ) (حامص . ) ۱ - خودپسندی ، تکبر. ۲ - والامنشی .
فرهنگ فارسی
خود پسندی تکبر.
مترادف و متضاد
۱. خودخواهی، خودپسندی
۲. غرور، تکبر، افاده، تفرعن
کلمات مرتبط
برمنشی کردن
برونشیت
برونشیکتازی
کوسه برنشین
برانشی
فاقد برانشی یا دستگاه تنفس
برنشیت
برمنش
برمندیک
نظرات