کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برمنش | کلماتور
معانی کلمه : برمنش
تلفظ بین المللی :
/barmˈaneʃ/
تلفظ :
[baRm'aneS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
برمنشی کردن
برمنشی
برمن بندر
برمن ناحیه
برنشتورف اندراس
برنشتورف یوهان
برونشویگ روبر
برونشیت
برونشیکتازی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
برمنش. [ ب َ م َ ن ِ ] ( ص مرکب )متکبر. بانخوت. معجب. ( یادداشت دهخدا ) :
چو برگشت ازو برمنش گشت و مست
چنان دان که هرگز نیاید بدست.
فردوسی.
بر آن چرب دستی رسیده بکام
یکی برمنش مردمانی بنام.
فردوسی.
فرهنگ عمید
خودپسند، متکبر.
فرهنگ فارسی
خودپسند، متکبر
( صفت ) خود پسند متکبر.
مترادف و متضاد
۱. خودخواه، خودپسند
۲. مغرور، متکبر، پرافاده، متفرعن
کلمات مرتبط
برمنشی کردن
برمنشی
برمن بندر
برمن ناحیه
برنشتورف اندراس
برنشتورف یوهان
برونشویگ روبر
برونشیت
برونشیکتازی
نظرات