کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برشیان-دارو | کلماتور
معانی کلمه : برشیان دارو
تلفظ بین المللی :
/bˌoreʃˈiɑn dˈɑruː/
تلفظ :
[b,oReS'iAn d'ARu:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
برسیان دارو
برایان دابول
بامیان دار
الدیس برایان ویلسون
زخم بریان
زیر بریان
شله بریان
کوفته بریان
بریان اریستید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
برشیان دارو. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) داروئی است که آنرا سرخ مرد گویند و بعربی عصی الراعی خوانند. ( آنندراج ). حمیرا. ( برهان ). و رجوع به برسیان دارو شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) برسیان دارو .
داروئی است که آنرا سرخ مرد گویند و بعربی عصی الراعی خوانند حمیرا .
کلمات مرتبط
برسیان دارو
برایان دابول
بامیان دار
الدیس برایان ویلسون
زخم بریان
زیر بریان
شله بریان
کوفته بریان
بریان اریستید
نظرات