کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برساختن | کلماتور
معانی کلمه : برساختن
تلفظ بین المللی :
/barsˈɑxtan/
تلفظ :
[baRs'Axtan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
چامه برساختن
مواد برساختی
برتاختن
برسختن
برساخت گرایی
برساخته
پدیدار برساختی
برهان برساختی
تکراری های پیاپی برساخته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
برساختن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) ساختن. رجوع به ساختن شود. || تعلیم دادن. آموختن. || به انجام رسانیدن. ( ناظم الاطباء ). || حبس کردن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ساختن درهمین لغت نامه شود. || جعل کردن. ساختن.
فرهنگ فارسی
ساختن یا آموختن .
ساختن واژۀ جدید به شیوهای کاملاً دلبخواهی (arbitrary) و بدون استفاده از فرایندهای واژهسازی
فرهنگستان زبان و ادب
{coining, coinage} [زبان شناسی] ساختن واژۀ جدید به شیوه ای کاملاً دلبخواهی (arbitrary ) و بدون استفاده از فرایندهای واژه سازی
کلمات مرتبط
چامه برساختن
مواد برساختی
برتاختن
برسختن
برساخت گرایی
برساخته
پدیدار برساختی
برهان برساختی
تکراری های پیاپی برساخته
نظرات