برانی . [ ب ُرْ را ] (حامص ) برائی . صفت بران . (یادداشت مؤلف ). رجوع به بران شود.
برانی . [ ب َ ی ی ] (ع ص ، اِ) ج ِ برنیة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به برنیة شود.
برانی . [ ب َ رْ را ] (ص نسبی ) خارجی . (از دزی ج 1 ص 61). و رجوع به برانیة شود....
فرهنگ معین
(بِ رّ ) (ص . ) بی سواد، عامی .
فرهنگ فارسی
( صفت ) بی سواد عامی . توضیح در عربی بمعنی ظاهر از هر چیز و ضد ( جوانی ) است . برائی صفت بران .
دانشنامه عمومی
برانی٬ می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:برانی، نام نوعی غذای ایرانیبرانی اسفناج، نوعی برانی که با اسفناج تهیه می شودبرانی، روستایی است در بخش میان کنگی شهرستان زابلwiki: زابل و ۹ کیلومتری جنوب غربی روستای دوست محمد و در منطقه ای دشت قرار دارد . ارتفاع آن از سطح دریا ۴۷۵ متر و آب و هوای آن گرم و خشک است.wiki: برانی (زابل)...
گویش مازنی
بورانی – مخلوطی از ماست و چغندر و سبزی پخته
/boraani/ بورانی – مخلوطی از ماست و چغندر و سبزی پخته