بر و بوم . [ ب َ رُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) (از: بر، به رای مشدد به معنی زمین ناکاشته و آن لفظ عربی است + بوم ، به معنی زمین کاشته یعنی زمین قابل زراعت و ناقابل که سستی پذیرد) (از آنندراج ). بوم و بر. وطن . سرزمین . بنگاه : نکردم زمانی بر و بوم یادترا خواستم نیز پیروز و شاد. فردوسی .ز بهر بر و بوم و فرزند خویش همان از پی گنج و پیوند خویش . فردوسی .همان چون به یک شهر دو کدخدای بر و بوم ایشان نمان...