معانی کلمه : بروبوم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
سرزمین، بوم وبر: زمینی که دارد بروبوم سست / اساسی بر او بست نتوان درست (نظامی۵: ۷۶۲ ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) زمین سرزمین بوم و بر.
مترادف و متضاد
بوم و بر، زمین، سرزمین، اقلیم، ملک

بوم و بر، زمین، سرزمین، اقلیم، ملک