کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بدور-مدار-معینی-گشتن | کلماتور
معنی کلمه : بدور مدار معینی گشتن
تلفظ بین المللی :
/bedˈuːr madˈɑr mˌoʔajjˈani ɡˈaʃtan/
تلفظ :
[bed'u:R mad'AR m,o?ajj'ani g'aStan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عشق بدون تراژدی مادر ماری
بدور
بدور انداختن
بدور محور ثابتی گشتن
بدور محور گشتن
بدور چیزی بطور مارپیچ پیچیدن
بدور چیزی پیچیدن
بدور چیزی چرخیدن
بدور چیزی گشتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
orb
(فعل)
احاطه کردن، بدور چیزی گشتن، بدور مدار معینی گشتن، کروی شدن
کلمات مرتبط
عشق بدون تراژدی مادر ماری
بدور
بدور انداختن
بدور محور ثابتی گشتن
بدور محور گشتن
بدور چیزی بطور مارپیچ پیچیدن
بدور چیزی پیچیدن
بدور چیزی چرخیدن
بدور چیزی گشتن
نظرات