کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بدور-چیزی-گشتن | کلماتور
معنی کلمه : بدور چیزی گشتن
تلفظ بین المللی :
/bedˈuːr tʃˈizi ɡˈaʃtan/
تلفظ :
[bed'u:R tS'izi g'aStan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بدور چیزی بطور مارپیچ پیچیدن
بدور چیزی پیچیدن
بدور چیزی چرخیدن
بطور واهی چیزی را ساختن
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
عدم قبول چیزی بطور مودبانه
چیز بدوی
بدور
بدور انداختن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
orb
(فعل)
احاطه کردن، بدور چیزی گشتن، بدور مدار معینی گشتن، کروی شدن
circumambulate
(فعل)
دور چیزی گردیدن، بدور چیزی گشتن
کلمات مرتبط
بدور چیزی بطور مارپیچ پیچیدن
بدور چیزی پیچیدن
بدور چیزی چرخیدن
بطور واهی چیزی را ساختن
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
عدم قبول چیزی بطور مودبانه
چیز بدوی
بدور
بدور انداختن
نظرات