بدخش. [ ب َ دَ ] ( اِخ )مخفف بدخشان. ( برهان قاطع ). بدخشان که دارای معدن لعل و طلا میباشد و گوسپند آنجا ببزرگی معروف است. ( ناظم الاطباء ). || لعل. ( فرهنگ رشیدی ). و چون لعل از بدخش آرند، لعل را نیز بدخش گویند. ( از برهان قاطع ). لعل را بمجاز بدخش گویند. ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) : از مروارید و یاقوت و زمرد وبدخش و فیروزه. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ج 2 ص 535 ).- بدخش جرم ؛ که جرم آن از لعل با...
فرهنگ عمید
نوعی لعل که از معادن بدخشان، ناحیهای در شرق افغانستان، استخراج میشده. 〈 بدخش مذاب: [قدیمی، مجاز] ۱. شراب سرخ. ۲. لعل: ◻︎ صبح ستارهنمای، خنجر توست اندر آن / گاه درخش جهان، گاه بدخش مذاب (خاقانی: ۴۸).
نوعی لعل که از معادن بدخشان، ناحیه ای در شرق افغانستان، استخراج می شده.* بدخش مذاب: [قدیمی، مجاز]۱. شراب سرخ.۲. لعل: صبح ستاره نمای، خنجر توست اندر آن / گاه درخش جهان، گاه ...
فرهنگ فارسی
مخفف بدخشان بدخشان که دارای معدن لعل و ط میباشد و گوسپند آنجا ببزرگی معروف است .
دانشنامه عمومی
بَدَخش واژه ای پارسی به معنای والی و حکمران محلی است. نام بدخشان که به شمال شرقی کشور افغانستان اطلاق می گردد از همین واژه آمده و به معنای «سرزمین والی» است. دلیل این نامگذاری حضور یکی از والیان پرقدرت ایران باستان در آن منطقه بوده است.واژه بدخش را تازیان در زمان های قدیم از فارسی به وام گرفته و به گونه فَتَّخش و فَتَّش تلفظ کردند. همین وامواژه در عربی باب فعل شد و معنی سر زدن والی به یک منطقه و س...