معانی کلمه : لعل بدخشان
لغت نامه دهخدا
لعل بدخشان. [ ل َ ل ِ ب َ دَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) لعلی که از بدخشان آرند. رجوع به لعل بدخشی شود :
که سهل است لعل بدخشان شکست
شکسته نشاید دگربار بست.
که سهل است لعل بدخشان شکست
شکسته نشاید دگربار بست.
فرهنگ فارسی
لعلی که از بدخشان به دست آرند
