کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بجای-داشتن | کلماتور
معانی کلمه : بجای داشتن
تلفظ بین المللی :
/bedʒˈɑje dˈɑʃtan/
تلفظ :
[bedZ'Aje d'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اعزام داشتن برای
برای اینده نگاه داشتن
برای یدکی نگاه داشتن
اب برای کسی نداشتن نان برای دیگری داشتن
چیزی برای به خاطر داشتن
حق داشتن وضعیتی مناسب برای زندگی
زمانی برای دوست داشتن
کسی برای دوست داشتن
بجای
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بجای داشتن. [ ب ِ ت َ ]( مص مرکب ) باقی گذاشتن. نگه داشتن : چون به بلوغیت رسید شیث وفات یافت و انوش دین پدر بجای داشت. ( قصص الانبیاء ص 29 ). || بموقع نهادن.
فرهنگ فارسی
باقی گذاشتن نگهداشتن .
کلمات مرتبط
اعزام داشتن برای
برای اینده نگاه داشتن
برای یدکی نگاه داشتن
اب برای کسی نداشتن نان برای دیگری داشتن
چیزی برای به خاطر داشتن
حق داشتن وضعیتی مناسب برای زندگی
زمانی برای دوست داشتن
کسی برای دوست داشتن
بجای
نظرات