Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بج بج

تلفظ بین المللی : /bˈadʒ bˈadʒ/ تلفظ :‌ [b'adZ b'adZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بج بج هاکردن
  • بج
  • بج بجی
  • بج بین
  • بج حوران
  • بج ووری
  • تل بج
  • جیمز بج دیل
  • دوشاب بج
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بج بج . [ ب ِ ب ِ ] (اِ صوت ) سخنی باشد که پوشیده از مردم گویند. (سروری ). پچ پچ . بیخ گوشی . در گوشی . || لفظی است که شبان گوسفندان و بز را بدان خواند. (سروری ) :
سخن شیرین از زفت نیارد بر
بز به بج بج [ بر ] هرگز نشود فربه .

رودکی .


بج بج. [ ب ِ ب ِ ] ( اِ صوت ) سخنی باشد که پوشیده از مردم گویند. ( ...

فرهنگ فارسی

پچ پچ در گوشی .

کلمات مرتبط

  • بج بج هاکردن
  • بج
  • بج بجی
  • بج بین
  • بج حوران
  • بج ووری
  • تل بج
  • جیمز بج دیل
  • دوشاب بج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات