بالوس. ( ص ) کافور مغشوش ، چه لوس ، غش باشد،و بعضی به شین معجمه گفته اند. ( برهان قاطع ) ( فرهنگ رشیدی ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ شعوری ) ( لغت فرس اسدی ). کافوری که چیز دیگری به فریب در آن آمیخته باشند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( شرفنامه منیری ). کافور مغشوش. ( ناظم الاطباء ). نوعی کافور. ( دزی ج 1 ص 49 ). مغشوش و بیشتر در کافور مغشوش استعمال میشود و ممکن است لوس که بمعنی غش است مخفف همین لف...
فرهنگ عمید
کافوری که آن را با چیزی شبیه کافور مخلوط کرده باشند، کافور مغشوش.