Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : البالو

تلفظ بین المللی : /ˈaːlbˈɑluː/ تلفظ :‌ ['a:lb'Alu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیاصطلاحاتمترادف و متضاد
  • آلبالو
  • البالو گیلاس چیدن
  • آلبالو گیلاس چیدن
  • باغ البالو
  • عرق البالو
  • هسته البالو و گیلاس و غیره
  • دو آلبالو
  • دو البالو
  • چشم هایش البالو گیلاس می چینه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیاصطلاحاتمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

( آلبالو ) آلبالو. ( اِ ) آلبالی. آلوبالو. قسمی گیلاس که میوه آن سرخ و ترش است. قراصیا . جراسیا. قاراسیا. آلوی ابوعلی. نمتک.

فرهنگ عمید

( آلبالو ) میوۀ سرخ رنگ، گرد وکوچک با طعم ترش و مطبوع شبیه گیلاس که مصرف خوراکی دارد.

فرهنگ معین

( آلبالو ) (اِمر. ) = آلوبالو: درختی از جنس بادامی ها، از تیرة گل سرخیان ، میوة آن شبیه گیلاس و مزة آن ترش است .

دانشنامه آزاد فارسی

آلبالو. درختچه هایی از جنس Cerasus، متعلق به تیرۀ گل سرخ. ارتفاع این درختچه ها گاه تا دَه متر می رسد. برگ بیضی پهن، گل های مجتمع در گل آذین چتر سفیدرنگ و میوۀ کروی قرمز تیره و آبدار با هستۀ صاف از خصوصیات آن هاست. آلبالو، میوه ای خوش طعم است که اثرِ تصفیه کنندۀ خون، مُسَکّن اعصاب، ضد سمّ، مُدِّر و ملیّن دارد و در رفع چاقی، تصلب شرایین، نقرس و بسیاری موارد دیگر مفید است. در کتب مختلف فارسی و عربی...

فرهنگ فارسی

( آلبالو ) ( اسم ) ۱ - درختی از جنس بادامیها از تیر. گل سرخیان و آن نوعی از گیلاس است که میو. آن سرخ و ترش است قراصیا آلی بالی آلوبالو نمتک . ۲ - میو. درخت آلبالو
آلوبالو: میوهای سرخ رنگ وترش ومطبوع شبیه گیلاس

دانشنامه عمومی

آلبالو. آلبالو (فارسی شرقی:آلوبالو) نام درخت و میوه ای است بومی جنوب غرب آسیا و اروپا با (نام علمی: Prunus cerasus). میوه آن ترش مزه و سرخ رنگ است. بلندی درخت آن ۳ تا ۱۰ متر است.صد گرم آلبالو ۱۶ گرم مواد قندی، ۰/۸۵ گرم پروتئین و ۸/۶ کالری دارد. به علاوه صد گرم آن حدود ۵۰ میلی گرم کلسیم، ۲۰ میلی گرم فسفر، ۱ میلی گرم آهن، ۴۰۰ واحد بین المللی ویتامین آ، ۰/۱۴ میلی گرم تیامین، ۰/۱۲ میلی گرم ریبوفلاوی...

اصطلاحات

( آلبالو ) معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> آلبالو
برای ضایع کردن کسی به کار برده می شود

مترادف و متضاد

sour cherry (اسم)
درخت گیلاس، البالو

کلمات مرتبط

  • آلبالو
  • البالو گیلاس چیدن
  • آلبالو گیلاس چیدن
  • باغ البالو
  • عرق البالو
  • هسته البالو و گیلاس و غیره
  • دو آلبالو
  • دو البالو
  • چشم هایش البالو گیلاس می چینه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات