ایدر. [ دَ ] ( اِ، ق ) پهلوی «اتر» به معنی اینجا. مقایسه شود با سانسکریت «اترهی » . ( از حاشیه برهان قاطعچ معین ). اینجا. ( برهان ) ( شرفنامه منیری ) ( غیاث اللغات ). اینجا. در اینجا. ( ناظم الاطباء ) : کان تبنگو کاندر آن دینار بودآن ستد ز ایدر که ناهشیار بود.رودکی.آن سگ ملعون برفت این سند را از خویشتن تخم را مانند باشنگ ایدرش بر جای ماند.منجیک ( از لغت فرس اسدی ص 262 ).ملک عجم بر من خشم گرفت و بت...
فرهنگ عمید
۱. اینجا. ۲. (قید ) در اینجا، اکنون، اینک.
فرهنگ معین
(دَ ) [ په . ] (ق . ) ۱ - این جا. ۲ - اکنون ، اینک .
فرهنگ فارسی
اینجا، دراینجا، اکنون، اینک ۱ - اینجا. ۲ - اکنون اینک .
دانشنامه عمومی
یکی از طایفه های بزرگ ایل قشقایی در بروجن
یکی از طایفه های ایل بزرگ قشقایی ساکن در بروجن
ایدر یا ایگدر، یکی از تیره های طایفۀ «عمله» از ایل قشقایی، و به معنای بزرگ؛ یکی از قبیله های 24 گانۀ اوغوز است.
آیدر (رود). آیدر رودی است به North Sea می ریزد. این رود از کشور آلمان می گذرد.wiki: آیدر (رود)...