Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ایدری

تلفظ بین المللی : /ˈiːdri/ تلفظ :‌ ['i:dRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ایدریغ
  • دیراک پل ایدرین موریس
  • ایدریالیت
  • ایدریس کارلوس کامنی
  • ایدریسا اودرائوگو
  • ایدرین بیدل
  • ایدرین لنکس
  • ایدرین لوکیس
  • ایدرییا
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ایدری. [دَ ] ( ص نسبی ) اینجایی. ( ناظم الاطباء ) :
مرا گفت کاینجا غریبست جانت
بدو کن عنایت که تنت ایدریست.
ناصرخسرو ( دیوان چ تهران ص 59 ).
جان من تا ز تست آنجایی
من کجا ایدری توانم شد.
خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 748 ).
|| اینجهانی. دنیوی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

( ~. ) (ص نسب . ) ۱ - اینجایی . ۲ - این جهانی ، دنیوی .

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱ - اینجایی.۲ - این جهانیدنیوی.
اینجایی

کلمات مرتبط

  • ایدریغ
  • دیراک پل ایدرین موریس
  • ایدریالیت
  • ایدریس کارلوس کامنی
  • ایدریسا اودرائوگو
  • ایدرین بیدل
  • ایدرین لنکس
  • ایدرین لوکیس
  • ایدرییا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات