کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انگشتنما | کلماتور
معنی کلمه : انگشتنما
تلفظ بین المللی :
/ˌanɡoʃtnˈamɑ/
تلفظ :
[,angoStn'amA]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قاقم انگشت نما
انگشتشمار
انگشت نما (ی )
انگشت نما
انگشت نما شدن
انگشت نما ی
انگشتربازی
انگشتوانه
داشتم خربزه میبریدم که انگشتم را (هم) بریدم.
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
۱. رسوا، مفتضح
۲. پرآوازه، زبانزد، مشهور، معروف
کلمات مرتبط
قاقم انگشت نما
انگشتشمار
انگشت نما (ی )
انگشت نما
انگشت نما شدن
انگشت نما ی
انگشتربازی
انگشتوانه
داشتم خربزه میبریدم که انگشتم را (هم) بریدم.
نظرات