انگشت نما. [ اَ گ ُ ن َ / ن ِ / ن ُ ] ( ن مف مرکب ) هر چیز آشکار و نمودار. نموده شده به انگشت. و هر چیز مشهور و معروف بخصوص در بدی. ( ناظم الاطباء ). کنایه از کسی که بخوبی یا بدی مشهور خلق شود و او را بیکدیگر نمایند. ( انجمن آرا ). مشارالیه بالبنان. ( آنندراج ). کامل و اشهر و رسوا. ( غیاث اللغات ). مشار با لبنان. عَلَم. مشتهر. مشهور ببدی. ( یادداشت مؤلف ) : بر عارض لاله رنگ آن سرو روان آن نیست نش...
فرهنگ عمید
۱. کسی که بسیاری از مردم او را بشناسند و به یکدیگر نشان دهند، معروف، مشهور. ۲. کسی که به داشتن یک صفت بد مشهور باشد.
فرهنگ معین
( انگشت نما (ی ) ) ( ~. نَ یا نُ ) (ص مر. ) معروف و مشهور.
فرهنگ فارسی
هر چیز آشکار و نمودار نموده شده بانگشت کامل واشهر و رسوا ٠ مشهور به بدی ٠
دانشنامه عمومی
انگشت نما فیلمی به کارگردانی اسماعیل پورسعید و نویسندگی احمد نجیب زاده محصول سال ۱۳۵۴ است.منوچهر وثوقیداله شیراندامیهاله نظریجلال پیشواییانمستانه جزایریطاهره غفاریپروین سلیمانیملیحه نصیریگیتی فروهرحسین صفاریاننعمت اله گرجیاکبر اصفهانیداوود بیاتیقبادیwiki: انگشت نما...