کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انگار-کردن | کلماتور
معانی کلمه : انگار کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈenɡɑr kˈardan/
تلفظ :
['engAR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انبار کردن
انکار فضیلت چیزی را کردن
انکار کردن
باسوگند انکار کردن
سخن کسی را انکار کردن
سهل انگاری کردن
افگار کردن
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
دارای ابزار کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
انگار کردن. [ اَ / اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )فرض کردن. تقدیر کردن. شمردن. تصور کردن. پنداشتن. گرفتن. تقدیر کردن. انگاشتن. گمان کردن : انگار می کنم که ورنجستم. انگار کن اینجا خانه ماست ، اینجا هم مسجد. ( از یادداشتهای مؤلف ). و رجوع به انگار شود.
فرهنگ فارسی
فرض کردن ٠ تقدیر کردن ٠ شمردن انگاشتن ٠ گمان کردن ٠
کلمات مرتبط
انبار کردن
انکار فضیلت چیزی را کردن
انکار کردن
باسوگند انکار کردن
سخن کسی را انکار کردن
سهل انگاری کردن
افگار کردن
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
دارای ابزار کردن
نظرات