معانی کلمه : انکار
لغت نامه دهخدا
انکار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ نَکِر و نَکُر و نُکُر. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مفردات کلمه شود.
فرهنگ عمید
۱. نشناختن، ناشناختن.
۲. خودداری از اقرار، منکر شدن.
۲. خودداری از اقرار، منکر شدن.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) نپذیرفتن ، حاشا کردن . ۲ - (اِمص . ) ابا، امتناع .
فرهنگ فارسی
سازوکاری دفاعی که در آن افکار و احساسات و اعمال و وقایع دردناک و ناپذیرفته با بیرون راندن از خودآگاه نادیده انگاشته میشود
نشناختن، ناشناختن، باورنکردن، منکرشدن
۱ - ( مصدر ) وازدن نپذیرفتن ناشناختن امتناع کردن . ۲ - ( اسم ) ابا امتناع عدم اقرار . جمع : انکارات . ۳ - منکر.
جمع نکر
۱ - ( مصدر ) وازدن نپذیرفتن ناشناختن امتناع کردن . ۲ - ( اسم ) ابا امتناع عدم اقرار . جمع : انکارات . ۳ - منکر.
جمع نکر
دانشنامه عمومی
گویش اصفهانی
تکیه ای: hâšâ / ketmun
طاری: hâšâ
طامه ای: hâšâ / ankâr
طرقی: hâšâ
کشه ای: hâšâ
نطنزی: hâšâ / ketmun
مترادف و متضاد
ابا، امتناع، تحاشی، تکذیب، تکذیب، جحد، حاشا، رد، نفی، نکول
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
ورسوریدن
فرهنگستان زبان و ادب
{denial} [روان شناسی] سازوکاری دفاعی که در آن افکار و احساسات و اعمال و وقایع دردناک و ناپذیرفته با بیرون راندن از خودآگاه نادیده انگاشته میشود
