کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اندیشمندی | کلماتور
معانی کلمه : اندیشمندی
تلفظ بین المللی :
/ˌandiʃmˈandi/
تلفظ :
[,andiSm'andi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اندیشمند
کمیته بین المللی همکاری اندیشمندانه
امام حسین از نگاه اندیشمندان
امام حسین از نگاه اندیشمندان غیراسلامی
امام حسین علیه السلام در منظر اندیشمندان جهان
حکومت از دیدگاه اندیشمندان اسلامی
دیدگاه اخلاقی اندیشمندان اسلامی
طبرسی از نگاه اندیشمندان
اندیشنده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اندیشمندی. [ اَ م َ ] ( حامص مرکب ) حالت اندیشمند. بفکر فرورفتن. تفکر. ( از فرهنگ فارسی معین ). || ترسانی. ترس. اضطراب : و بوزرجمهر اصیل بود و از خانه دان [ خاندان ] ملک و اندیشمندی انوشروان از وی بیشتر از این جهت بودی. ( فارسنامه ابن البلخی ص 92 ).
فرهنگ عمید
۱. تفکر.
۲. حالت اندیشمند.
۳. ترس، بیم.
فرهنگ فارسی
حالت اندیشمند تفکر بفکر فرو رفتن .
کلمات مرتبط
اندیشمند
کمیته بین المللی همکاری اندیشمندانه
امام حسین از نگاه اندیشمندان
امام حسین از نگاه اندیشمندان غیراسلامی
امام حسین علیه السلام در منظر اندیشمندان جهان
حکومت از دیدگاه اندیشمندان اسلامی
دیدگاه اخلاقی اندیشمندان اسلامی
طبرسی از نگاه اندیشمندان
اندیشنده
نظرات