اندیشمند. [ اَ م َ ] ( ص مرکب ) متفکر و در فکر و اندیشه فرورفته. ( ناظم الاطباء ). فکرمند و فکرناک. ( آنندراج ). متفکر. ( یادداشت مؤلف ). اندیشناک. غمگین. مضطرب. نگران : آن روز که حسنک را بر دار کردند استادم بونصر روزه بنگشاد و سخت غمناک بود و اندیشمند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 185 ). آلتونتاش با وی بود اندیشمند تا در باب وی چه رود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 78 ). غازی نیز برافتاد و این از من [ خواجه ...
فرهنگ عمید
۱. آن که به صورت جدی و استدلالی در مورد موضوع های عام مانند فلسفه، سیاست، یا علم بیندیشد. ۲. (قید ) نگران، ناراحت.
فرهنگ معین
(اَ مَ ) (ص مر. ) ۱ - متفکر. ۲ - صاحب اندیشه و تفکر.
اندیشمند یا متفکر کسی است که می خواهد چشم انداز و دریچه ای جدید بر روی انسان بگشاید. به عبارت دیگر یک متفکر یا اندیشمند فردی است که در اندیشه انتقادی، اندیشه، پژوهش و اندیشه بشری (Human self-reflection) در خصوص واقعیات جامعه درگیر است و هدفش ارائه راه کارهایی برای رفع و حل مشکلات هنجاری جامعه توسط گفتمان در حوزه عمومی و کسب اقتدار از افکار عمومی می باشد.در زبان انگلیسی برای «اندیشمند» اصطلاح man o...