اندازه گیری. [ اَ زَ / زِ ] ( حامص مرکب ) عمل اندازه گرفتن. مقیاس گیری. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
تعیین مقدار کمیت ازطریق مقایسۀ آن با یکای استاندارد
عمل اندازه گرفتن مقیاس گیری .
دانشنامه عمومی
اندازه گیری یا سنجش (به انگلیسی:Measurement) فرایند برآورد اندازهٔ ویژگی های یک چیز، مانند طول (درازا) یا وزنِ (سنگینی) آن نسبت به یکاهای اندازه گیریِ استاندارد، مانند متر و کیلوگرم است. مترولوژی، دانش بررسی اندازه گیری است. عمل اندازه گیری، بیشتر با یک ابزار اندازه گیری (سنج ابزار)، مانند خط کش، ترازو، دماسنج، سرعت سنج، ولت سنج، سختی سنج، زبری سنج، بادسنج، عمق سنج، زاویه سنج، رطوبت سنج یا فشارسنج...
مترادف و متضاد
measurement (اسم)اندازه، سنجش، اندازه گیریmodule (اسم)حدود، گنجایش، نمونه، پیمانه، واحد، اندازه گیری، اتاقک، نقشه کوچک، واحد اندازره گیری، مقیاس مدل، قسمتی از سفینه فضاییmensuration (اسم)پیمایش، اندازه گیری...
واژه نامه بختیاریکا
پَینیدِن؛ گز پین؛ گز کِردِن؛ گُم پین
فرهنگستان زبان و ادب
{measurement} [فیزیک] تعیین مقدار کمیت ازطریق مقایسۀ آن با یکای استاندارد