Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اندازه

تلفظ بین المللی : /ˈaːndˈɑzeː/ تلفظ :‌ ['a:nd'Aze:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • اندازه اتمی
  • اندازه حجمی
  • اندازه حرکت
  • اندازه گیری درون چاهی
  • اندازه ای
  • اندازه بودن برازندگی
  • اندازه داشتن
  • اندازه شکل
  • اندازه غیر معمولی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

اندازه. [ اَ زَ / زِ ] ( اِ ) مقیاس و مقدار هر چیزی. ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ). مقیاس و مقدار و قدر . ( از ناظم الاطباء ). مبلغ. مقدار. ( مهذب الاسماء ). مقدار و مقیاس. ( سروری ). مقدار. ( دهار ). مقیاس. مقدار. ( فرهنگ فارسی معین ). حد. قدر. ( ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ). پیمایش. ( ناظم الاطباء ). مقیاس. قیس. قاس. قاب. قیب. قسم. مقدار. قدر. قد. کتر. منی. کفاف. نهاز. نهز. وزم. وزمة. شیع.نها...

فرهنگ عمید

۱. هرچه با آن چیزی را بسنجند، آنچه مقدار چیزی را با آن تعیین کنند، مقدار، مقیاس، پیمانه.
۲. کمیتی که بتوان آن را بر اساس معیارهای مخصوص سنجید.
۳. حد معقول و مورد پذیرش برای چیزی.
۴. [قدیمی] قدر، مرتبه، لیاقت.

فرهنگ معین

(اَ زِ ) (اِ. ) ۱ - مقدار. ۲ - پیمانة هر چیز. ۳ - قدر، مرتبه .

فرهنگ فارسی

تابعی که به هر مجموعه از یک سیگماجبر (sigma algebra)، عددی نامنفی چنان نسبت دهد که مقدار مجموعۀ تهی برابر با صفر و مقدار اجتماع هر تعداد شمارایی از مجموعه‌ها برابر با مجموع مقدارهای آنها شود

مقدار، مقیاس، پیمانه، هرچه که با آن چیزی رابسنجند، آنچه که مقدارچیزی رابا آن تعیین کنند( اسم ) ۱ - مقیاس مقدار . ۲ - پیمان. هر چیز. ۳ - کم متصل . ۴ - قدر مرتبه شایستگی لیاقت مقام . یا از اندازه در گذشتن ...

مترادف و متضاد

قطع

معادل

پایگاه، پایه، قدر، مرتبه، مکانت، منزلت

پیمانه، تعداد، حد، شمار، کیل، معیار، مقدار، مقیاس، میزان، وزن

۱. پیمانه، تعداد، حد، شمار، کیل، معیار، مقدار، مقیاس، میزان، وزن
۲. پایگاه، پایه، قدر، مرتبه، مکانت، منزلت
۳. قطع
۴. معادل

tract (اسم)رساله، حد، اثر، وسعت، مقاله، کشش، قطعه، رشته، اندازه، مدت، نشریه، رد بپاlimit (اسم)کنار، حد، حدود، وسعت، سا...

واژه نامه بختیاریکا

بَر؛ با؛ تَل؛ قُرند؛ قُرُو؛ هندا؛چند
هَزَین ( هزنگ )

فرهنگستان زبان و ادب

{measure} [ریاضی] تابعی که به هر مجموعه از یک سیگماجبر (sigma algebra )، عددی نامنفی چنان نسبت دهد که مقدار مجموعۀ تهی برابر با صفر و مقدار اجتماع هر تعداد شمارایی از مجموعه ها برابر با مجموع مقدارهای آنها شود

کلمات مرتبط

  • اندازه اتمی
  • اندازه حجمی
  • اندازه حرکت
  • اندازه گیری درون چاهی
  • اندازه ای
  • اندازه بودن برازندگی
  • اندازه داشتن
  • اندازه شکل
  • اندازه غیر معمولی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات